عاقلان

در شهر عاقلان

عاشق شدم

دیوانه خطابم کردند ، دیوانه ‌ها.....

پارچه

123

ادامه نوشته

سلام

نه دلتنگی‌هایم را دیدی

نه

دوستت دارم هایم را شنیدی

گفتم و نگفت!


گفتم : من با تو ساختم
حتی ، زمانی که تو با خودت هم نمی‌ساختی!

چیزی نگفت: سکوت کرد.....

.

.

#بداهه

#امیررهگذر

روزگار

این روزها

تنها کاری که می‌توانم انجام دهم

زور گفتن به خودمه!

برای دوام اوردن تو این روزگار...

#بداهه

#امیر_رهگذر

حرف ها

گفت : ببخشید از حرف‌هایی که زدم ، دلخور شدی؟

گفتم : نه!

گفت : پس چرا نارحتی؟

گفتم : بابت تمام حرف‌هایی که این سال‌‌ها ، من می‌بایست شنونده‌اش باشم

اما به من نگفته بودی.....

.

.

.

.

#بداهه

#امیر_رهگذر

جنگل

جنگل بودم

و

هستم هنوز

اما

این روزها ، بدون درخت

گلایه‌ای نیست

خودم تبر به دستانت سپردم....

#بداهه

#امیر_رهگذر

رفت!

چه ساده مرا یار خود کردی و رفتی

آرامِ آرام ، بیمار خود کردی و رفتی

میان می‌نوازان! مست و مدهوش

با گوشه چشمی ، مرا ، هشیار خود کردی و رفتی

....

گفتم  و گفت

گفتم : روزگار سردی شده انگار

بد است دنیای ، بی‌کسی

گفت : غصه نخور ، خدا هست هنوز.....

.

.

.

.

آرام شدم....

گهواره‌ (آرشیو)

گهواره ی دلم

عمریست

تشنه شنیدن

لالایی های توست...

#های_فلانی!

#بداهه

#امیر_رهگذر